ادامه کار در یک سیستم معیوب!!
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٤ : توسط : اکبر دریادل

در یک سیستم معیوب

1- سعی کنید " لال بودن " را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

2- هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید ، چون قطعاً شاهد تبعیض خواهید بود.

3- اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید ، چون نفر بعدی او 43 ایراد دارد.

4- می توانید با کارهای کم و کوچک محبوبیت فراوانی بدست آورید ، فقط کافی است " زبان " خود را تقویت کنید.

5- ممکن است هرچه بیشتر کارکنید ، بیشتر خوار و خفیف باشید.

6- با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید ، در غیر اینصورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود . آن مشکل شما هستید!

7- اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید ، در غیر اینصورت بجای یک مدیر ، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.

8- با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای بموقع ، نظم شما تشخیص داده نمی شود ، بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست. مثلاً فقط کافیست همیشه میز کارتان را تمیز نگه دارید.

9- اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید ، در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

10- همیشه حرفها ( فرمایشات ) مدیرتان را تایید کنید ، حتی اگر از نظر او " ماست سیاه باشد"

11- تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید کاریست که مدیر شما شخصاً از شما خواسته است.

12- تنها انگیزه ای که می تواند شما را وادار به کار کند " کسب روزی حلال " است.

13- آسه برو ، آسه بیا ، که گربه شاخت نزنه ، مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!

آیا این سیستم برای شما هم آشناست؟


 
مدیریت چیست ؟
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩ : توسط : اکبر دریادل


مدیریت یعنی ، کاربرد دانش درعمل ،  باتوجه به شرایط خاص هر موقعیت است.

مدیریت نقش اساسی وحیاتی خودرا در دنیای پیچیده امروزدارد.

مدیریت به مثابه تنها راه گشای انسان درمبارزه برای ادامه حیات بوده است .

بشر دربرابر مشکلات پیچیده امروزی مانند ناهنجاریهای اجتماعی و سقوط ارزشهای انسانی وبحرانهای اقتصادی و.. تنها روزنه امید را دربهره گیری صحیح از اصول مدیریت می بیند.

مدیریت با انسان زاده شده است وتنها اکتسابی نیست .دنیای هیچ علمی مانندمدیریت ناشناخته نیست  مدیریت با خدا شروع شده است وبا او می ماند بنابراین ابتدا و انتها ندارد .

مدیریت قبل از اینکه جمعی باشد ، فردی است ( فرد ابتدا باید خودرا مدیریت کند بعد گروه را ) .مدیریت یک علم عمومی است.

تفاوت مدیریت با علوم دیگر چیست ؟

علوم محض با محصول انسان ناقص سروکار دارند .

مدیریت با انسان (محصول خالق بی عیب ) سروکار دارند . ( خداوند عقل وقدرت کمال ومطلق می باشد ) و انسان که محصول اوست دارای دشواری ها وپیچیدگی های زیادی است

درعلوم محض با متغیرهای محدودی سروکار دارند.(مزرعه نمونه ای مطرح می باشد  )

مدیریت با متغیرهای نامحدود سروکار دارد . ( جنگل وسیع مطرح می باشد )

علوم محض ، مبتنی براصول مدیریت می باشند .( پیشرفت علوم محض بدون اصول مدیریت ( برنامه ریزی ، سازماندهی ، کنترل وهدایت ) امکان پذیر نبوده است )

دنیای هیچ علمی مانندمدیریت ناشناخته نیست  مدیریت با خدا شروع شده است وبا او می ماند بنابراین ابتدا و انتها ندارد .

هیچ زمینه از فعالیتهای بشری مهمتر از مدیریت نیست .

علوم اجتماعی درمقابل علوم طبیعی (غیر محض می باشند ) بنابراین مدیریت غیرمحض ترین علوم میباشد . درمورد مدیریت شناخت کمی وجوددارد. بنابراین توسعه این علوم (مدیریت ) از طریق اعتبار دادن به اصول استخراج شده از تجارب امکان دارد و نمی بایستی منتظر دستیابی به علوم محض مدیریت باشیم .


 
قوانین طلایی مدیریت پروژه
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۳ : توسط : اکبر دریادل

این قوانین طلایی برمبنای تجربه‌ سالیان مدیران مختلف پروژه‌های بزرگ و کوچک ، تهیه ‌شده و صیقل‌ خورده ‌است ؛ اصول مدیریت ‌پروژه بر مبنای همین دوازده ‌قانون بنا نهاده‌ شده‌اند . توجه به این قوانین ، از مرحله‌ آغازین پروژه تا انتهای آن ، نتایج بهتری را به بار خواهد نشاند .
▪قانون اول : باید به اجماعی بر روی اهداف و نتایج پروژه برسی !
اگر ندانید که قرار است چه‌ چیز را به ‌اتمام برسانید ، اگر ندانید چه‌ چیزی باید تحویل‌ شود ، بعید است که خروجی ارزشمندی ارائه ‌دهید . پروژه‌ای که نتایج آن شفاف نیست محکوم به شکست است . اولین قدم در راه موفقیت پروژه ، تعریف و تعیین دقیق اهداف پروژه ‌است ؛ اهدافی که همه‌ افراد مهم‌ درگیر در پروژه روی آن اتفاق‌نظر داشته‌ باشند . این تنها کافی ‌نیست که شما بدانید چه ‌کاری می‌خواهید انجام ‌دهید ؛ افراد کلیدی ، حامیان پروژه و اعضای پروژه نیز باید به آنچه می‌خواهند انجام دهند ، معتقد باشند و آن ‌را پذیرفته‌ باشند .
▪قانون دوم : باید بهترین تیم ‌پروژه‌ای را که می‌توانی ، بسازی !
گروهی از افراد ماهر ، شایسته و خوب سازماندهی‌شده ، لازمه‌ موفقیت پروژه است . تشکیل تیم‌ خوب پروژه با انتخاب افرادی توسط مدیر پروژه آغاز می‌شود ؛ در انتخاب افراد ، به ‌خصوص در مورد پروژه‌های بدیع باید به هوش و قدرت و سرعت یادگیری آنان بیش ‌از تجربه بها داد . افراد باید توان کار کردن در تیم را داشته ‌باشند و به جایگاهی مناسب در تیم دست ‌یابند . آنان باید حین ‌کار تنها متوجه کار باشند و نه درگیریهای شخصی . گاهی لازم ‌است افراد برای انجام درست کارشان آموزش‌ ببینند . افراد باید بتوانند درطول مدت‌ زمان اجرای ‌پروژه ‌با علاقه کار را دنبال ‌کنند ؛ از این‌روست که مدیر پروژه باید راهکارهای لازم برای افزایش انگیزه‌ اعضای تیم پروژه‌اش را بداند .
▪قانون سوم : برنامه‌ای فراگیر و مناسب رشد و ترقی تهیه و آن ‌را بروز نگاه ‌دار !
یک برنامه‌ کامل مرکز موفقیت پروژه است . این سند ، محل ارتباط و فرماندهی کل نیروها ، منابع و زمان‌های پروژه است . بدون برنامه نمی‌توان یک تیم را برای دستیابی به اهداف راهبری ‌کرد . بی‌شک ساخت یک برنامه به‌ تنهایی کافی نیست ، چرا که مدیر نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی ‌کند ، از این‌روست که برنامه‌ پروژه ، ممکن است بارها و بارها تغییر یابد . دلایل این تغییرات ، کشف حقایق جدید نسبت به واقعیات پروژه ، به‌ مرور زمان و تغییر ذهن و نیازهای افراد مهم ‌درگیر است . گاهی تغییر محدوده‌ پروژه یا تغییرطرح نیز سبب نیاز به این اصلاحات می‌شوند .
▪قانون چهارم : میزان منابع موردنیاز ، انسان و تجهیرات را محاسبه‌ کن !
بدون نفرات ، تجهیزات ، ابزار و سرمایه‌ کافی ، هیچ‌ راهی برای انجام تعهدات در موعد مقرر وجود ندارد . مدیر باید توانایی تامین منابع ‌انسانی موردنیاز پروژه‌ خود را داشته ‌باشد ، در غیر این ‌صورت باید اثرات ناشی از کمبود منابع را بررسی ‌کرده، آنها را به ‌اطلاع افراد کلیدی پروژه برساند . تامین منابع ‌کافی برای یک پروژه ، یکی از سخت‌ترین وظایف مدیران‌ پروژه‌ها در ایران است .
▪قانون پنجم : زمان‌بندی واقع‌بینانه‌ای تهیه‌ کن !
بدون زمان‌بندی مناسب ، قبل ‌از آنکه کاری انجام ‌شده ‌باشد ، به موعد تحویل می‌رسید ! مدیر می‌تواند با صرف هزینه‌ بیشتر ، منابع ، انسان و ابزار بیشتری تامین ‌کند ؛ اما زمان را نمی‌تواند به ‌هیچ ‌شکلی تهیه ‌کند ! تقریبا اغلب مدیران ناموفق پروژه ، اعتبار خود را به‌ دلیل رعایت ‌نکردن زمان و تحویل ندادن به‌ موقع نتایج از دست ‌داده‌اند .
▪قانون ششم : سعی‌ نکن بیش از آنچه قرار است انجام‌ شود ، انجام ‌دهی !
البته این به‌ معنای آن نیست که مدیر کمتر از آنچه انتظار می‌رود ، تحویل‌ دهد ؛ بلکه باید دقیقا چهارچوب‌های محدوده‌ پروژه را در زمان ، کیفیت و هزینه رعایت‌ کند . مدیر در ابتدا به تعریف‌ دقیق محدوده‌ پروژه پرداخته و آن ‌را به تایید افراد کلیدی می‌رساند . پیش‌ از آغاز هر پروژه‌ای ، اهداف و نتایج پایانی باید به تایید همگان برسد ؛ کلیه‌ افراد درگیر در پروژه باید نسبت به آنچه انجام‌ می‌دهند اطلاعات کافی داشته ‌باشند تا بتوانند به ‌درستی وظایفشان را به‌ انجام رسانند . طراحی شیوه و روشی برای گردش مناسب اطلاعات در پروژه بین کلیه‌ افراد درگیر ، یکی ‌از وظایف مهم مدیر پروژه است .

▪قانون هفتم : نقش افراد را به‌خاطر بسپار !
برخی مدیران ‌پروژه در طول اجرای پروژه فراموش ‌می‌کنند که اساسا پروژه برای مردم انجام ‌می‌شود و نتایج آن قرار است در خدمت مردم باشد . موفقیت پروژه بستگی به نظر مردم دارد ؛ برای آنکه مدیر پروژه‌ موفقی باشید باید خود را مطابق نظر مردم و با اولویتهای آنان هماهنگ سازید . فراموش ‌نکنید که مردم پروژه را مدیریت ‌می‌کنند ، آنها قسمت ‌اعظم کار را انجام می‌دهند و مردم هستند که از نتایج پایانی خوشحال یا ناراحت می‌شوند .‌
اغلب پروژه‌ها برای مردم ، چه ‌آنها که مستقیما در تیم ‌ساخت پروژه درگیرند چه سایرین ، فشارهای عصبی ایجادمی‌کند ؛ چرا که گروهی از کارهای نو است که تاثیر نتایج آن بر زندگیشان هنوز مشخص‌ نیست . بد نیست بدانید اگر نتایج پایانی پروژه به‌ ضرر مردم باشد ‌اغلب با شکست مواجه ‌می‌شود !
▪قانون هشتم : حمایت مداوم مدیریت ‌سازمان و افراد کلیدی را به ‌دست ‌آور !
لازم ‌است مدیر پیش ‌از آغاز کار حمایت افراد مهم‌ درگیر پروژه را به‌ دست ‌آورد . مهارت کلامی و قدرت چانه‌زنی بالا اینجاست که خودنمایی می‌کند . این ‌قانون مشابه قانون اول ،‌ اما فراتر از آن است ؛ مدیر در اینجا نه‌ تنها نظر مثبت ایشان را جلب‌می‌کند که آنها را راضی‌ می‌کند گاهی از نفوذ یا قدرت خود برای پیشبرد کارهای پروژه استفاده‌ نمایند .
▪قانون نهم : منتظر و مترصد تغییرات باش !
این قانون درکنار قانون سوم معنا دارد . پروژه همواره درمعرض تغییرات گوناگون است ؛‌ تغییرات محیطی ، تغییر نیازها ،‌ تغییر روش و انبوه تغییرات دیگری که ممکن‌ است برای پروژه رخ ‌دهد . مدیر نباید منتظر تغییرات بماند و پس ‌از رخ‌دادن نسبت به ‌آنها واکنش نشان‌دهد ؛ بهتر است مدیران بیاموزند که نسبت به تغییرات پیش‌دستی ‌کنند ؛ مدیران‌ موفق خود عامل ایجاد تغییرند .
تغییر یک اصل در دنیای پرشتاب امروز است . مقابله با تغییرات و اقدامات مناسب در قبال آنان هنر مدیر و برنامه‌ریزان پروژه را مشخص ‌می‌نماید . چگونگی عمل آنها در قبال تغییرات و انعطاف‌پذیری برنامه ، پروژه را به‌سوی موفقیت یا شکست راهبری ‌می‌کند . به ‌یاد داشته ‌باشید که جهت‌دهی تغییر ، مطابق امکانات تیم ‌پروژه می‌تواند نجات‌دهنده‌ مدیر و پروژه‌اش باشد ؛ اگر منتظر تغییر بمانید و آنگاه عکس‌العمل نشان دهید ،‌ زمان زیادی را از دست ‌خواهید داد . چشمان خود را برای مشاهده‌ تغییرات بیش ‌از پیش باز بگذارید !
▪قانون دهم : افراد را ازآنچه تاکنون انجام‌ داده‌ای مطلع‌ کن !
مدیر باید کلیه‌ افراد مهم‌ درگیر در پروژه را از پیشرفت ، مشکلات و تغییرات پروژه آگاه‌ سازد . او باید از این قانون ساده پیروی ‌کند : آگاه‌سازی افراد از همه‌ چیز ! مهم‌ترین قانون در دنیای کار ،‌ راست‌گویی و صداقت است . بهتر است در مواجه با مشکلات حقیقت را با افراد کلیدی در میان گذارید و از آنان در حل‌ مشکلات راهنمایی و حمایت بخواهید .
▪قانون یازدهم : مبدع کارهای نو و روشهای نو باش !
پروژه یعنی کار نو ! ازآنجا که تقریبا تمام پروژه‌ها در نتایج ، تیم ‌پروژه ، اهداف ، انتظارات و زمان متفاوتند باید مترصد استفاده از روشهای نو ، ابزار نو ،‌ نرم‌افزارهای جدید ، افراد و متخصصین ‌جدید بود . روشهایی که در گذشته موجب رشد و پیشرفت شده‌اند ممکن است نتوانند راه‌گشای مشکلات حال شما باشند .
▪قانون دوازدهم : رهبر پروژه باش .
راهبری پروژه ، کار سختی است . رهبری افراد درمیان مسیری نو و ناآشنا به‌سوی اهداف نو بسیار مشکل است . رهبری هنری است که به ‌شکل ذاتی در برخی وجود دارد ؛ تنها مطالعه‌ کتب مدیریت کافی نیست . مدیریت تنها خواندن گزارش‌های نظارتی ، تایید یا رد پیشنهادات یا صدور فرمانهای لازم در قبال تغییرات ، نیست ؛ مدیریت ، فراتر از اینها ، در همراه بودن با تیم ‌پروژه و ایجاد انگیزه در آنها نهفته است .مدیر باید بتواند افراد مختلف با سلیقه و افکار مختلف را ،‌ برای دستیابی به یک هدف واحد گردهم آورد و تا پایان پروژه در کنار یکدیگر نگاه ‌دارد ؛ شاید تشکیل تیم آسان باشد ،‌ اما مهم نگاهداری تیم تا پایان پروژه است .
درنگاه ‌اول عمل به این قوانین مشکل به ‌نظر می‌رسد ، اما موفقیت یا شکست پروژه در عمل به این موارد نهفته است . اساس دانش مدیریت پروژه بر مبنای همین دوازده‌ قانون ‌طلایی ، پی‌ریزی ‌شده ‌است . توجه به این قوانین نشان ‌می‌دهد که مدیریت پروژه ، همان مدیریت است که این‌بار بر مبنای پروژه ظهور کرده ‌است . در نهایت کلیه‌ تکنیک‌های مدیریت ، از یک ‌سری اصول پیروی ‌می‌کنند و با شناخت آنها و اضافه کردن ویژگی‌های خاص پروژه‌هاست که می‌توان پروژه را به‌ خوبی مدیریت ‌نمود .


 
ضرورت توانمندسازی کارکنان
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱ : توسط : اکبر دریادل

سازمان های امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی، دگرگونی های ناگهانی، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و “ زیر فشارهای زیادی قرار دارند. پس از سال ها تجربه، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و باانگیزه بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. بین سرمایه انسانی و بهره وری در سازمان ها رابطه ای مستقیم وجود دارد. از دغدغه های مهم بنگاه های اقتصادی موفق جهان، گردآوری سرمایه انسانی فرهیخته و خردورزی است که قادر به ایجاد تحول در سازمانی که به آن متعلق هستند باشند. یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب از انسان هایی بافرهنگ سازمانی، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار می دهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد، احساس مالکیت خواهد کرد. استفاده از توانایی های بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود. در بهره وری فردی، سازمان از مجموعه استعدادها و توانایی های بالقوه فرد به منظور پیشرفت سازمان استفاده می کند و با بالفعل درآوردن نیروهای بالقوه و استعدادهای شگرف در جهت سازندگی موجب پیشرفت فرد و همسویی با سازمان خواهد شد بنابراین لازمه دستیابی به هدف های سازمان، مدیریت موثر این منابع باارزش است. دراین راستا رشد، پیشرفت، شکوفایی و ارتقای توانمندی های کارکنان در سالیان اخیر تحت عنوان توانمندسازی کارکنان مورد توجه صاحبنظران و کارشناسان مدیریت منابع انسانی واقع شده است. همانگونه که سازمان ها به مقابله با چالش های سازمانی بر می خیزند و بهبود مستمر را در اولویت قرار داده اند، نیاز بیشتری به حمایت و تعهد کارکنان و درگیرکردن آنها در کار احساس می شود. توانمندسازی تکنیکی نوین و موثر در جهت ارتقای بهره وری سازمان به وسیله بهره گیری از توان کارکنان است. کارکنان به واسطه دانش، تجربه و انگیزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازی آزاد کردن این قدرت است. این تکنیک ظرفیت های بالقوه ای که برای بهره برداری از سرچشمه توانایی انسانی که از آن استفاده کامل نمی شود، در اختیار می گذارد و در یک محیط سالم سازمانی روشی متعادل را در بین اعمال کنترل کامل از سوی مدیریت و آزادی عمل کامل کارکنان پیشنهاد می کند.
علاوه بر این محرک های محیطی متعددی وجود دارد که که سازمانه ها را به توانمند کردن کارکنانشان ترغیب نموده اند. در این میان مهمترین آنها عبارتند از :
اثرات فن آوری بر محیط کاری :
رشد سریع فن آوری، تمامی جوانب سازمان ها را به نوعی تحت تأثیر قرار داده است. تغییرات سریع فن آوری باعث تغییر ماهیت کارها شده است و رایانه ها ، رباط ها و دستگاههای کاملاً خودکار جایگزین مشاغل روتین شده اند. این ابزار، تغییرات شدیدی در نوع مهارت های مورد نیاز افراد و اعضای سازمان ها ایجاد کرده اند. بدیهی است برای رویارویی با چنین چالشی کارکنان باید توانمند شوند یعنی در تمامی جهات رشد کنند.
افزایش انتظارات مشتریان :
امروزه مشتریان به کمک اینترنت قادرند وسایل مورد نیاز خود را به طور مستقیم و در بهترین قیمت رقابتی خریداری کنند . افزایش انتظارات مشتریان باعث افزایش انتظارات سازمان ها از کارکنانشان شده است. تحت این شرایط ، نه تنها سلسله مراتب دستوری– کنترلی مناسب نخواهد بود بلکه برعکس باید بیاموزند ابتکار عمل داشته، خلاق باشند. در درون تیم های خودگردانی که برای انجام وظایف سنتی مدیران (از قبیل بودجه بندی، پاداش، کنترل، کیفیت، استخدام و ...)توانمند شده اند به خوبی ایفای نقش کرده و مسئولیت بیشتری برای اقداماتشان بپذیرند.
ضرورت انعطاف پدیری سازمان ها :
در شکل سنتی سازمان ها دارای ساختار سلسله مراتبی و قدرت متمرکز در رأس هرم تغییرات عمده ای در حال رخ دادن است. به اعتقاد بسیاری از مدیران عالی،‌ در محیطی که شدت رقابت جهانی و فن آوری های نوین از ویژگی های نوین از ویژگی های آن به شمار می آید، دست برداشتن از کنترل متمرکز باعث افزایش انعطاف پذیری سازمان ها خواهد شد. در این میان ، توانمندسازی کارکنان بهترین فلسفه عدم تمرکز است. (محمدی، 1381، 160)
وقتی که کارکنان با موقعیت هایی روبرو می شوند که که فکر می کنند در معرض تهدید ، ابهام، کنترل بیش از حد، تحمیل یا منزوی شدن قرار دارند، وقتی که احساسات نامطبوع وابستگی یا نابرابری را تجربه می کنند، هنگامی که احساس می کنند جلوی توانایی های آنان در انجام آنچه دوست دارند ‌گرفته شده است، هنگامی که در مورد چگونگی رفتار خود مطمئن نیستند، هنگامی که احساس می کنند پاداش نمی گیرند و تقدیر نمی شوند، نیاز به توانمندسازی آنان بیشتر احساس می شود. (صنعتی ، 1386، 28).
« کانگرو و کانانگو » ( ۱۹۸۸ ) دلایل زیر را برای شدت توجه به توانمندسازی برمی شمرند:
1- مطالعات مهارتهای مدیریت نشان می دهد که توانمندسازی زیردستان بخش مهمی از اثربخشی سازمانی و مدیریتی است.
2- تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمانها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل، اثربخشی سازمانی را افزایش می دهد.
3- تجربیات تشکیل گروه در سازمان دلالت بر این دارد که راهبردهای توانمندسازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد و بقاء گروه دارد.(عبداللهی و نوباوه ، 1385)


 
Pygmalion effect
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٤ : توسط : اکبر دریادل

اثر پیگمالیون (Pygmalion effect) اشاره به یک پدیده روانشناختی است که بر اساس آن، افراد نسبت به سطح انتظارات دیگران از خودشان، واکنش‌های مستقیم نشان می‌دهند و در حقیقت در راستای انتظارات و ذهنیتهای سایرین، تغییر می کنند.


 
10 مهارت ارتباطی
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۱ : توسط : اکبر دریادل

10 مهارت برتر ارتباطی که به‌واسطه آن‌ها می‌توانید در بازارکار امروزی عملکرد موثرتری داشته باشید.

گوش دادن

برای آنکه قادر به برقراری ارتباط خوب باشید در مرحله اول باید شنونده خوبی باشید.

هیچ کس تمایل به برقراری ارتباط با فردی ندارد که صرفا صحبت می کند و هنگامی که وقت گوش کردن می‌رسد، شنوده خوبی نیست. در مقابل می‌توانید تمرین کنیـــــــــد تا شنونده خوبی باشید. یک شنونده خوب بودن یعنــی گوش کردن همراه با توجه کامل به صحبت‌های طرف مقابل، در صورت لزوم برای روشن شدن مطلب ،   برای اطمینان از درک کامل گفته‌هـای طرف متقابل می‌توان درپرسشی گفته‌هایش را تکرارکرد و پرسید: (منظـور شما این است که........................؟).

یک شنونده خوب می‌تواند درک بهتری از صحبت‌های طرف مقابل داشته باشد و پاسخ درستی ارایه نماید.

 ارتباط غیرکلامی

استفاده از زبان بدن، ارتباط چشمی، حرکت دست‌ها و لحن همگی بیانگر این مطلب هستند که شما سعی در درک طرف مقابل دارید. ظاهر دوستانه و ارام به طرف مقابل کمک می‌کند بهتر و راحت تر صحبت نماید. برقرای ارتباط چشمی نیز بسیار اهمیت دارد زیرا با این کار به طرف مقابل می‌گوید کاملا بر روی او و صحبت‌هایش متمرکز هستید، البته توجه داشته باشید که نباید به طرف مقابل خیره شوید به طوری که احساس ناراحتی داشته باشد و نتواند راحت صحبت کند.

همچنین هنگامی که خودتان در حال صحبت هستیــــد به علایم غیر کلامی سایرین دقت نمایید. معمولا علایـــم غیر کلامی نشان می‌دهند فرد چه احساسی از صحبت‌های شما دارد. به‌عنوان مثال چنانچه فرد ارتباط چشمی برقرار نمی‌کند، احساس راحتی ندارد و یا حقیقتی را پنهان می‌کند.

 وضوح و اختصار

 سعی نمایید تا حد امکان منظور خود را با تعداد کلمات کمتری بیان نمایید. هنگامی که به صورت رو در رو با افراد یا تلفنی مشغول صحبت هستید و یا از طریق ایمیل ارتباط برقرارمی‌کنید منظورتان را واضح و مستقیم بیان نمایید. چنانچه سخنانی که می‌گویید بی‌ربط به یکدیگر باشنـــد و یا از این شاخه به آن شاخه بروید، شنونده رشته کلام از دستش می‌رود و یا دقیقا متوجه منظور شـــما نمی‌شـــود. پیش از آنکه شروع به صحبت کردن نمایید در مورد سخنان خود فکر کنید این امر از صحبت بیش از حد جلوگیری کرده و مانع از سردرگمی شنونده می شود.

 صحبت دوستانه

به‌واسطه یک لحن صحبت دوستانه، سوال شخصی و یا حتی یک لبخند ساده همکارتان ترغیب به برقراری ارتباط دوستانه و صادقانه با شما می‌گردد. این موضوع در ارتباط‌های رودررو و نوشتاری حائز اهمیت است. می توانید به‌واسطه ارسال یک ایمیل مانند «امیدوارم اخر هفته خوبی داشته باشید» برای همکاران و یا سایر پرسنل ارتباط دوستانه‌ای با آنان برقرار نمایید. در ابتدای ایمیل با درج یک عنوان ایمیل را شخصی تر نمایید تا گیرنده احساس بهتری داشته باشد.

 اعتماد به نفس

در تمامی تعاملات خود با سایرین داشتن اعتماد به نفس مهم است. داشتن اعتماد به نفس در طرف مقابل نیز این باور را ایجاد می‌کند که شما نسبت به آنچه می‌گویید اعتماد دارید. از جمله نشانه‌های اعتماد به نفس می‌توان به برقراری ارتباط چشمی و استفاده از لحن محکم و البته دوستانه اشاره نمود ( از طرح عبارات پرسشی اجتناب نمایید). البته دقت نمایید لحن گفتارتان با خودخواهی و خودپسندی همراه نباشد. مطمئن شوید طرف مقابل به صحبت‌هایتان گوش می‌دهد و با شما همراهی می‌کند.

 همراهی

حتی اگر با نظر همکار، کارفرما و یکی ازکارکنان موافق نیستید باید او را درک کرده و به نظرات او احترام بگذارید. بیان عبارت‌های ساده از قبیل « متوجه منظور شما هستم» نشان می‌دهد به سخنان طرف مقابل گوش داده و به نظرات او احترام می‌گذارید.

روشن فکری

هنگامی که قصد ورود به هر گفتگویی را دارید با انعطاف و روشن فکری وارد شوید. در مقابل صحــبت‌ها و نظرات طرف مقابل شنونده خوبی باشید به‌جای آنکه صرفا بخواهید نظر خود را به او بگویید. ابراز علاقه برای گفتگو با سایرین حتی با افرادی که با نظراتشان موافق نیستید موجـــب می‌گردد گفتگوهای صادقانه و در عین حال خلاق داشته باشید.

 احترام

چنانچه برای افراد و دیدگاه آن‌ها احترام قایل باشید تمایل بیشتری برای برقراری ارتباط با شما از خود بـــروز می‌دهند. اقدامات ساده از قبیل خطاب افراد با اسم، برقراری ارتباط چشمی و شنونده خوبی بودن در حین صحبت آنان موجب می‌گردد افراد نسبت به شما احساس خوب و مثبتی داشته باشند و در نتیجه به برقراری ارتباط تمایل بیشتری از خود بروز دهند. هنگام صحبت تلفنی نیز از قطع کردن و پریدن در میان صحبت‌های طرف مقابل اجتناب نمایید و تمام حواس‌تان به مکالمه باشد. نوع دیگر احترام می‌تواند بدین گونه باشد که با صرف زمان ایمیل ارسالی خود را ویرایش نمایید. با ارسال ایمیل نامناسب و مبهم در طرف مقابل این احساس به وجود می‌آیدکه آنقدر برایش احترام قایل نبوده اید تا زمان صرف اصلاح ایمیل نمایید.

  نظرات و پیشنهادات

توانایی بیان و دریافت صحیح نظرات یکی از مهارت‌هــای مهم ارتباطی به‌حساب می‌آید. مدیران و ناظران همواره باید در جستجوی راه‌هـایی باشند تا کارمندان بتوانند نظرات سازنده ارایه نمایند، ارایه نظرات می‌تواند از طریق ایمیل، تماس تلفنی و یا ارایه گزارش هفتگی صورت گیرد. ارایه نظرات می‌تواند بیان تشکر و قدردانی را شامل باشد، بیان یک جمله ساده مانند «کار درستی انجام دادی» به یک کارمند، تاثیر قابل توجهی در افزایش انگیزه او دارد.

همچنین خود شما نیز باید آمادگی پذیرش نظرات سایرین را داشته باشید. نظرات سایرین را بادقت گوش دهید و در صورت وجود ابهام برای روشن شدن مطلب سوال بپرسید و در ضمن تمام سعی خود را برای اجرای آن نظر به کار ببندید.

 شناخت نوع ارتباط صحیح

یکی از اصول مهم مهارت‌های ارتباطی شناخت نوع ارتباطی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال برخی از گفتگوها تقریبا همیشه به‌صورت رو در رو به‌خوبی صورت می گیرد (برکناری از کار، تغییرات در میزان حقوق و دستمزد). البته باید به جایگاه فردی که قصد صحبت با او را دارید نیز توجه نمایید، اگر طرف مقابل از نظر کاری سرش شلوغ باشد مانند مدیرتان، بهتر صحبـت‌های خود را در قالب نامه یا ایمیل برایش ارسال نمایید. برخی افراد نسبت به اقدامات خلاقانه در بیان سخنان احساس بهتری دارند و پاسخ مثبتی به شما خواهند داد.


 
موانع ارتباطات اثربخش
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۸ : توسط : اکبر دریادل

 

در مسیر ارتباطات اثربخش موانعی موجود است که مدیریت با شناخت و آگاهی داشتن از آنها می‌تواند در دنیای واقعی آنها را شناسایی کرده و به شیوه صحیح جهت ایجاد پویایی در ارتباطات عمل کرده و تنش‌زدایی کند.

  • از صافی گذراندن: در صورتی که اطلاعات هنگام طی مراحل توسط افراد مختلف از صافی گذرانده و دستکاری می‌شوند، احتمال این که در پایان مسیر آن اطلاعات برای گیرنده نهایی تحریف شده باشد زیاد است.
  • ویژگی‌های شخصی: ما واقعیت را نمی‌بینیم زیرا چیزهایی را که می‌بینیم از دیدگاه خود تفسیر کرده و واقعیت می‌نامیم.
  • جنسیت: زنان و مردان به دلایل مختلف باید بین خود ارتباط گفتاری برقرار کنند و تحقیقات نشان داده که مردان با زبانی صحبت می‌کنند و مطالبی را می‌شنوند که درباره مقام سازمانی و استقلال در کار باشد و زنان با زبانی صحبت می‌کنند و مطالبی را می‌شنوند که درباره روابط و صمیمت می‌باشد البته این امر نسبی است ولی باید آن را مدنظر داشت.
  • عواطف: نوع احساس گیرنده پیام هنگام گرفتن پیام بر تفسیری که او از محتوای پیام می‌کند اثر می‌گذارد. احساسات شدید مثل اندوه و یا خوشحالی بیش از حد شبکه ارتباطی مؤثر را خدشه دار می‌کند. در این شرایط فرد نمی‌تواند بخردانه و معقول عمل کند و نوع قضاوت او بر پایه عاطفه و احساسات است. زبان کلام برای افراد مختلف معانی مختلف دارد. سن، میزان تحصیلات و زمینه فرهنگی سه متغیر مشخصی هستند که کلمه ها، معانی و مفاهیمی که ما برای این کلمات قائلیم را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در صورتی که می‌دانستیم هر یک از ما چه برداشت‌هایی از کلمات داریم مشکلات ارتباطی به پایین ترین حد خود می‌رسید.
  • ارتباطات غیرگفتاری: اکثر اوقات ارتباطات گفتاری با ارتباطات غیرگفتاری همراه است. در صورتی که طرفین ارتباط توافق کامل با یکدیگر داشته باشند به گونه‌ای رفتار می‌کنند که رفتار یکدیگر را تقویت می‌کنند ولی هنگامی که ارتباطات غیرگفتاری با پیام‌ها سازگار نیست دریافت کننده پیام دچار سردرگمی می‌شود و نمی‌داند پیام واقعی چیست.
  • ادراک: هر فرد حوادث را برحسب زمینه فرهنگی، اجتماعی و روانی مختص به خود درک می‌کند. ادراک فرد از یک پدیده ممکن است با ماهیت واقعی آن متفاوت باشد، از طرفی هر پدیده واحد ممکن است به وسیله افراد مختلف به صور گوناگون درک شود . همچنین فهم و درک یک پدیده واحد می‌تواند از راه‌ها و طریقه‌های مختلفی انجام گیرد. ادراک فرد با نیازهای شخصی رابطه نزدیک دارد و به طور کلی امری است فردی و منحصر به فرد که نمایانگر تمام یا قسمتی از موقعیت آن گونه که فرد می‌بیند می‌باشد. ادراک اجتماعی تحت نفوذ عواملی چون تعمیم گروهی، تعمیم فردی، یکسان بینی و انتظار و توقع است و باید مراقب باشیم که این گونه عوامل ادراک ما را تحت تأثیر قرار ندهند.

پارازیت و جملات بی سر و ته در ارتباطات مانع پویایی روابط می‌شود. شایعه یکی دیگر از عواملی است که در سازمان ایجاد تنش می‌کند. شایعه پیامی است که در بین مردم رواج می‌یابد. ولی واقعیت‌ها آن را تأیید نمی‌کنند. شایعه زمانی رواج می‌یابد که مردم مشتاق خبر باشند ولی نتوانند آن را از منبعی موثق دریافت کنند. راه‌های کاهش شایعه در سازمان عبارتند از اطلاع رسانی، برگزاری جلسات حضوری و گفت و شنود، استقرار نظام پیشنهادها در سازمان، توجه ملموس به امنیت خاطر شغلی کارکنان، تلفیق سازمان رسمی و غیر رسمی، خنثی کردن شایعه و آموزش‌های اخلاقی.

زبان نیز ممکن است به مانعی بر سر راه ارتباطات تبدیل شود. مدیر باید ساختار پیام را به گونه‌ای در آورد که روشن و واضح باشد. همچنین کلمات باید با دقت انتخاب شوند و زبان در خور فهم شخص گیرنده باشد. گوش دادن می‌تواند ارتباطات را بهبود داده و تنش‌ها را بکاهد. گوش دادن شنیدن نیست. گوش دادن یعنی به صورت فعال به دنبال معنی و مقصود گشتن در حالی که شنیدن یک اقدام غیر فعال است. هر گاه مدیر به کسی گوش می‌دهد مغز او نیز در حال تجزیه و تحلیل و مصرف انرژی است. در صورتی که در مورد مسئله‌ای آشفته و دچار احساسات شویم نمی‌توانیم پیام‌ها را به شکل صحیح دریافت و ارسال کنیم. بهترین راه این است که چنانچه دچار احساسات شدیم اندکی تأمل نماییم و صبر کنیم تا به وضع عادی برگردیم.


 
برقراری ارتباط
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۸ : توسط : اکبر دریادل

ارتباط فرایندی است که اشخاص از طریق انتقال علایم پیام به تبادل معینی مبادرت می‌ورزند. در یک فرایند ارتباط هفت بخش وجود دارد:

  • منبع ارتباط
  • به رمز درآوردن پیام
  • پیام
  • کانال
  • از رمز خارج کردن پیام
  • گیرنده پیام
  • بازخورد نمودن نتیجه

پیام عبارت است از شکل عینی شده مفهوم ذهنی فرستنده پیام. پیام ممکن است کلامی یا غیرکلامی باشد. پیام کلامی به صورت نوشتار یا گفتار می‌باشد و پیام غیر کلامی علائم، اشارات و تصاویری هستند که برای ایجاد ارتباط به کار می‌روند مثل تصویر پرستاری که انگشت خود را بر بینی نهاده و شما را دعوت به سکوت می‌کند.

در بیانی دیگر پیام‌ها به صورت سمعی، بصری، کتبی، سمعی - بصری، بصری - کتبی، سمعی - کتبی، تقسیم‌بندی شده‌اند که فرستنده پیام موظف است برای فرستادن پیام خود از یکی از فعالیت‌های سخن گفتن، کاربرد وسیله مکانیکی برای ارسال پیام، عمل، تحریر و نوشتن یا ترکیبی از این فعالیت‌ها متناسب با پیامی که می‌خواهد بفرستد استفاده کند و گیرنده پیام نیز موظف است جهت دریافت گوش دادن، مشاهده، خواندن یا ترکیبی از این فعالیت‌ها متناسب با پیام فرستاده شده استفاده کند.

در تقسیم‌بندی دیگر راه‌های شناخته شده در ایجاد ارتباط، ارتباطات گفتاری، نوشتاری و غیر گفتاری هستند. عیب ارتباطات گفتاری در سازمان این است که پیام از چندین نفر عبور می‌کند. هر قدر تعداد افرادی که پیام از آنها عبور می‌کند بیشتر باشد احتمال تحریف پیام بیشتر است. هر فرد پیامی را که دریافت می‌کند از دید خود تفسیر می‌کند و پس از آن که پیام به نفر آخر رسید محتوای آن کاملاً تحریف شده است. پیام نوشتاری بر پیام گفتاری ارجح است، زیرا هر گاه کسی بخواهد مطلبی را بنویسد دقت بیشتری به عمل می‌آورد و پیام دهنده مجبور است ژرف‌تر بیندیشد. بنابراین پیام‌های نوشتاری پشتوانه منطقی قوی‌تری دارند و رساتر و روشن‌ترمی‌باشند. عیب پیام نوشتاری هم در وقت‌گیر بودن آن است و عیب دیگر آن بازخورد ننمودن نتیجه و اینکه نمی‌توان تضمین کرد که آیا پیام نوشتاری به دست فرد مورد نظر رسیده و اینکه وی چگونه آن را تفسیر کرده است. ولی در ارتباطات گفتاری می‌توان از گیرنده پیام خواست آنچه را دریافت کرده بازگو کند. ارتباطات غیرگفتاری دربرگیرنده حرکت اعضا و اندام است و شامل آهنگ، صدا، اشاره‌های چشم و ابرو و سایر اندام بدن می‌شود. از طرفی باید بدانیم حرکت یک عضو نمی‌تواند یک مقصود یا مفهوم جهانی به خود بگیرد ولی هنگامی که آن را با زبان گفتاری در هم آمیزیم پیام کامل‌تری به گیرنده می‌دهد.


 
← صفحه بعد