اصولگرائی
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢ : توسط : اکبر دریادل

اصولگرایی
واژه اصولگرایی زمانی در ادبیات سیاسی کشور تعریف شد که یک جریان ارزشی جدید، بعد از سالها به محاق رفتن ادبیات ارزشی و انقلابی، سعی کرد دوباره آنرا زنده کرده و در قالب عملگرایی آنرا به عرصه ظهور برساند. زمانی که بر اثر اعمال مدیریت های مغایر با اصول انقلابی در عرصه اداره عمومی کشور می رفت تا شعارهای انقلابی در پس هیاهوی کارگزارانی و اصلاح طلبی به فراموشی سپرده شود، سبک جدیدی از مدیریت که بر مبنای پایبندی به اصول ریشه ای انقلاب اسلامی بود درزمان شورای شهردوم و در شهرداری تهران به نمایش گذاشته شد.

در واقع احمدی نژاد را می توان پایه گذار جریان اصولگرایی در کشور دانست که به جهت اقدامات انقلابی در مدیریت امور شهری، گرایش قلبی مردم را به همراه داشت و در ادامه منجر شد تا در مجلس هفتم ترکیبی از نمایندگانی که خود را در زیر پرچم اصولگرایی معرفی کردند تشکیل شده و در انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز اوج پیروزی چشمگیر جریان اصولگرایی در کشور حاصل شود.دلیل اصلی تمایل مردم را نیزمی بایست ادبیات خاص اصولگرایی دانست که برگرفته از شاخص های ارزشی انقلاب است.

ویژگی اصلی اصولگرایی کار برای خداست و اولویت نگاه یک اصولگرا رضایت خداوند است که طبیعتا رضایت خلق خدا را نیز در پی خواهد داشت.نمونه بارز آن دوران ریاست احمدی نژاد در شهرداری تهران و ریاست جمهوری نهم از یکطرف و روح خدمتگزاری حاکم بر نمایندگان مردم درمجلس هفتم است.مجلس هفتم و دولت نهم که هر دو در چارچوب اصولگرایی به عرصه خدمت رسیدند، در شرایطی بوجود آمدند که قدرت بطور کامل در اختیار اصلاح طلبانی بود که برای حفظ و گسترش آن از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند.

مجلس ششم که به اذعان دوست و دشمن مجلسی سراسر سیاسی بود، تبدیل به باشگاه احزاب سیاسی شده بود که به جای مطالبات مردم پیگیر دعواهای سیاسی خود بوده وحتی در جهت تضعیف نظام حرکت می کردند.

نطق های سراسر سیاسی و آتشین پیش از دستورمجلس ششم، پیگیری پرونده قضایی سیاسیون معاند نظام در کمسیون اصل نود،همراهی با دولت اصلاحات برای پذیرش افزون خواهی های دشمن به خصوص در قضیه هسته ای،... و از همه شاخص تر تحصن نمایندگان آن برای فشار به نظام ، و از سوی دیگر حمایت بیدریغ دشمنان و رسانه هایشان از آنها، نمونه های قابل تامل عملکرد مجلس ششمی هایی بود که با کارت قرمز مردم از صحنه سیاسی کشور اخراج شدند.

امروز در شرایطی به مجلس هشتم نزدیک می شویم که همان گروههای افراطی اصلاح طلب در رنگ و لعاب جدید و به ظاهر تعدیل شده سعی دارند رقابتی جدی را با اصولگرایان برای کسب قدرت مجدد و برگرداندن کشور به شرایط گذشته انجام دهند.آنها همه پتانسیل خود را بکار گرفته اند تا با نشان دادن چهره ای متفق از خود و مظلوم نمایی، علیرغم اختلافات اساسی با یکدیگر، خود را برای ورود به مجلس آماده کنند.

از آنجا که تحقق اهداف متعالی نظام و انقلاب و پیروی از خط امام(ره) و شهدا تنها در گرو ادامه خط اصولگرایی واقعی در کشور است، لذا برهر کسی که داعیه اصولگرایی و دغدغه آرمانها و ارزشهای انقلابی را دارد واجب است تا در شعار و عمل به آن پایبند بوده و از هر حرکتی که منجر به ورود نامحرمان انقلاب به مجلس هشتم شود جلوگیری کند.

شاخص های اصولگرایی را می توان در تعابیری همچون کار برای خدا، خیرخواهی برای مردم، عمل به ارزشهای اسلامی و انقلابی، پیروی از امام(ره) راه شهدا و حرکت در مسیر ولایت فقیه،عدالت، شجاعت، ایستادگی در برابر ظلم و زیاده خواهی دشمن، پاک دستی،بی علاقگی به دنیا وقدرت و ثروت ، ومهمتر از همه ایمان و عمل صالح و علم تعریف نمود.

اینها ویژگی هائیست که می توان برمبنای آن نسبت به انتخاب افراد در چارچوب اصولگرایی اقدام نمود، ولی نباید فراموش کرد که در کنار آن "وحدت" نقش مهمی را در پیروزی جریان اصولگرایی و تحقق اهداف پیشگفته بر عهده دارد.امروز کوچکترین اشتباه در اردوی اصولگرایان ممکن است بزرگترین ضررها را به همراه داشته باشد.البته نمی توان منکر وجود اختلاف سلیقه در اصولگرایان بود ولی واقعیت آنست که اگر این اختلافات سلیقه ای، شاخص های اصلی قوام و اتحاد اصولگرایی را تحت الشعاع خود قرار دهد، باید منتظر تبعات ناگوار آن در نتایج انتخابات آینده بود.

قریب به ۹ ماه از تلاش جمعی بزرگان اصولگرا در قالب گروه ۶+۵ برای تجمیع و وحدت قوای اصولگرایان در زیر یک پرچم واحد می گذرد و در این مدت سعی شده از همه پتانسیل موجود برای ارائه لیست واحدی در اردوگاه اصولگرایان استفاده شود.به واقع باید فعالیت "جبهه متحد اصولگرایان"را که در این مدت تلاشی ملی را برای تحقق اتحاد بین همه گروههای اصولگرا انجام داده است را تحسین کرده و ارج نهاد.

اما آیا می توان کوشش موازی عده ای دیگر را که سعی در ایجاد انشعاب در جریان اصولگرایی دارند را نیز قابل تقدیر دانست؟! در شرایطی که گروه ۶+۵ متشکل از اصولگرایان موثر و عملگرا، با حمایت بزرگانی چون جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، همه انرژی خود را صرف ارائه یک لیست نموده و از حداکثر انعطاف نیز برای جذب عناصر اصولگرا برخوردار بوده است، تلاش عده ای برای ارائه یک لیست جداگانه و ایجاد تزلزل در اردوگاه اصولگرایان و ایجاد شرایط مساعد برای ورود جریان رقیب به مجلس، جز سهم خواهی و حرکت در مسیر ضد اصولگرایی معنای دیگری نخواهد داشت.

یکی از شاخص های اصولگرایی پایبندی به اخلاق انتخاباتی و تمکین در مقابل اراده جمعی جریان شاخص اصولگرایی است،و مطمئنا پیروزی بزرگ در سایه "اتحاد" به دست خواهد آمد، بنابراین عده ای که سعی دارند با ارائه لیستی متشکل از افرادی که بعضا دارای معیارهای مغایر با اهداف اصولگرایی هستند، راه خود را به سوی مجلس تنظیم کنند، باید بدانند که در صورت بروز ابهام در تصمیم مردم و ورود اصلاح طلبان به مجلس، تبعات آن بر عهده آنهاست و این در حالی است که با پیروزی جبهه متحد اصولگرایان نیز آنها باید پاسخگوی ساز مخالف خود باشند.