پرهیزگاری جمعی و ارتباطات جمعی
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۱ : توسط : اکبر دریادل

و لباس التقوی ذلک خیر : اشاره : رهبر معظم می فرمایند: « مجموعه ها و جمع ها و جریان ها، علاوه بر تقوای فردی اعضای خود، باید در نگاه کلان از تقوای جمعی نیز برخوردار باشند چرا که در غیر این صورت، افراد متقی حاضر در این جریان ها نیز، به علت خطای عمومی جمع، به انحراف و خطا می افتند.» ایشان با ذکر مثالی در این زمینه افزودند: «جریانی که اوایل انقلاب به جریان چپ مشهور بود و شعارهای خوبی می داد با وجود داشتن آدم های با تقوا، از مراقبت و تقوای جمعی غافل شد و کار به جایی رسید که «فتنه گران ضد امام حسین (ع) و ضد اسلام و امام»، به آن ها تکیه کردند که این واقعیت نشان می دهد غفلت از تقوای جمعی، خطری بسیار بزرگ است. » بر این اساس در این مجال مطالبی در این زمینه ارائه می گردد.
سخن اول: تقوا
تقوا از ماده « وقی» است که به معنای حفظ و صیانت و نگهداری است. اگر این کلمه به صورت اسمی استعمال شود مثل کلمه « تقوا» و یا کلمه « متقین» به پرهیزگاری ترجمه می شود. این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است در قرآن کریم به صورت اسمی و یا به صورت فعلی زیاده آمده است تقریباً به همان اندازه که از ایمان و عمل نام برده شده و یا نام نماز و زکات آمده و بیش از آن مقدار که مثلاً نام روزه ذکر شده از تقوا اسم برده شده است .در نهج البلاغه از جمله کلماتی که بسیار روی آن تکیه شده کلمه تقوا است در نهج البلاغه خطبه ای طولانی است به نام خطبه متقین. این خطبه را امیر المومنین در جواب تقاضای همام فرمود. ابتدا حضرت از بیان ویژگی های متقین استکاف کرد و به ذکر سه چهار جمله اکتفا فرمودند ولی همام بن شریح که مردی مستعد بود قانع نشد و در تقاضای خود اصرار کرد . امیر المؤمنین شروع به سخن کرد و با بیان بیش از صد صفت و ترسیم بیش از صد رسم از خصوصیات معنوی و مشخصات فکری و اخلاقی و عملی متقیان سخن را به پایان رسانید. مورخین نوشته اند که پایان یافتن سخن علی علیه السلام همان و قالب تهی کردن همام بعد از یک فریاد همان .
سخن دوم: معنا و حقیقت تقوا
تقوا برای روح مانند خانه است برای زندگی و مانند جامه است برای تن. در قرآن مجید از تقوا به جامه تعبیر شده در سوره مبارکه اعراف آیه 26 خداوند بعد از آنکه نامی از جامه های تن می برد می فرماید :  « و لباس التقوی ذلک خیر» یعنی تقوا که جامه روح است بهتراست. تقوا به معنای عام کلمه لازمه زندگی هر فردی است که می خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگی کند و از اصول معینی پیروی کند. بر این اساس تقوای دینی و الهی یعنی این که انسان خود را از آنچه از نظر دین واصول خطا و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود.از آنچه در اطراف لغت تقوا گفته شد تا اندازه ای می توان معنا و حقیقت تقوا را از نظر اسلام دانست ولی لازم است به موارد استعمال این کلمه در آثار دینی و اسلامی بیشتر توجه شد تا روشن گردد که تقوا یعنی چه؟ انسان اگر بخواهد در زندگی اصولی داشته باشد و از این اصول پیروی کند خواه آنکه آن اصول از دین و مذهب گرفته شده باشد یا از منبع دیگری ناچار باید یک خط مشی معینی داشته باشد به عبارت دیگر هرج و مرج در کارهایش حکم فرما نباشد. لازمه خط مشی معین داشتن و اهل مسلک و مرام و عقیده بودن این است که به سوی یک هدف و یک جهت حرکت کند و از اموری که با هوی و هوسهای آنی او موافق است اما با هدف او و اصولی که اتخاذ کرده منافات دارد خود را نگهداری کند.
سخن سوم: تقوای جمعی و آسیب های گروه
در اسلام جمع گرایی و برگزاری اجتماعات اهمیت زیادی دارد. جمله معروفه ی " یدالله مع ید الجماعة" نیز حکایت از این مهم دارد. برای همین ثواب برگزاری نماز به صورت جماعت یا شرکت در نماز جمعه غیر قابل شمارش است. نکته قابل ذکر این است که همانطور که اسلام به تشکیل اجتماعات اهمیت زیادی داده است برای برقراری و تداوم نظام های اجتماعی نیز قواعد وقوانین متعددی وضع نموده که رعایت آن ضامن بقای سلامت جمعی و گروهی است. افراد زیادی وجود داشته و دارند که در قالب رفتار فردی بسیار موجه و قابل قبول هستند ولی متأسفانه بعضاً مشاهده می گردد در قالب انحرافات گروه ها در مسیر یک جریان قرار گرفته و منحرف می شوند. که نمونه ی بارز آن امروز در ورزشگاه های کشور قابل مشاهده است. بسیاری از جوانانی که در قالب گروه های هوادار یک تیم ورزشی هستند به شخصه انسان های منظم و با ادبی هستند ولی در قالب گروه اجتماعی و در مسیر هیجانات یک مسابقه ی ورزشی از خود بی خود گشته و در یک حرکت عجیب فحاشی یا بی نظمی می کنند ویا به اماکن ورزشی آسیب وارد می نمایند. این خود مثال بسیار ساده ای است که به سایر گروه های اجتماعی نیز قابل تعمیم است. در تعریف گروه داریم: "گروه چیزی فراتر از اجتماع افراد است" بر همین اساس برای مصون ماندن از آسیب های گروه ها یا اجتماعات با مفهوم " تقوای جمعی‌" مواجه می شویم که مقوله ای فراتر از اجتماع افراد متقی است.
سخن چهارم: مصادیق عملی مفهوم تقوای جمعی
در نظام اسلامی تقوای جمعی مصادیق عملی دارد. اگرجریانات و گروه ها در نظام ارتباطات اجتماعی خود، جذب حداکثری و دفع حداقلی، اثبات خود به جای نفی دیگران، روحیه جمع گرایی، داشتن نظام سیستمی وکل نگر، در نظر گرفتن منافع ملی، تحمل نظرات مخالفین، احترام به قانون و حقوق دیگران و ...  را رعایت نمایند تقوای الهی در قالب گروه ها و نظام های اجتماعی مختلف متجلی می گردد. 
سخن پایانی
امروزه نظام اجتماعی به گونه ای است که آدمی برای رفع بسیاری از نیازهای خود به صورت فردی توانایی کافی ندارد. از این رو گروه ها، جمع ها، تشکل ها، حزب ها و سازمان های متعددی تشکیل گردیده است. به طوری که هزاره ی سوم هزاره سازمان هاست. حال اگر در ارتباطات اجتماعی افراد عضو گروه های مختلف، برای تحقق منافع گروه یا دسته ی خود منافع دیگران را نفی کنند -با عنایت به قابلیت هم افزایی گروهی- اتفاقات نا بهنجاری در اجتماع می افتد که به مراتب بدتر از عدم رعایت تقوای فردی است. حال که کلام رهبری فصل الخطاب است (باید باشد) پس دیگر تفسیر به رأی و اجتهاد شخصی در نظام ارتباط اجتماعی معنایی ندارد. هر اجتماع و گروهی در هر جایگاه و مقامی که قرار دارد می بایست به حبل الهی متمسک شود و حول محور واحد که بر اساس دستورات خدا و معصوم(ع) نظام اسلامی را مدیریت می کند خالصانه حرکت نماید و از ایجاد تفرقه در بین مسلمین پرهیز نماید.  که فی الواقع " در خانه اگر کس است یک حرف بس است". واین یک حرف همانا رعایت تقوای جمعی برای سلامت نظام ارتباطات اجتماعی است. از این رو لازم است همیشه از خدا بخواهیم که به جمع ما تقوا عنایت فرماید: "الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی". تقوای جمعی مفهومی است که بوسیله ی آن گروه های اجتماعی همواره خود را در چارچوب یک منشور اخلاقی که منبعث از شرع مقدس است دانسته و همواره رفتار خود را با آن تطبیق و تنظیم می نمایند.