مدیریت زنجیره تامین
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠ : توسط : اکبر دریادل

امروزه مدیریت زنجیره تامین هسته مرکزی سازماندهی در صنایع جهانی است.دراینجا توضیح خواهیم داد که چگونه زنجیره تامین در سه دهه گذشته با توجه به  تاریخ سازمانی آن که به سه دوره تقسیم می شود، شکل گرفت. در اولین دوره (دوره ابتدایی) تمرکز براین نکته بود که چگونه می توان عملیات را در کل زنجیره تامین کارا تر نمود. در دومین دوره توجه از کارایی به اثربخشی  ( به عنوان پیش برنده شرکت ها ) تغییر کرد تا شروع به سهیم کردن ایده ها و تجربیات تامین کنند گان و دیگر همکارانشان در مدیریت زنجیره تامین کنند. در دوره سوم (اخیر) بعضی شرکت ها در حال برسی چگونگی گسترش زنجیره تامین در میان صنایع هستند تا به صورتی کارا و اثر بخش در درون صنایع فعالیت کنند.
 1- تئوری سازمانی و مدیریت زنجیره تامین :طبق یک دیدگاه علمی(تحقیقاتی)- تکاملی، زنجیره تامین شبکه ای از شرکت هایی است که محصولات و خدمات بالا دستی و پایین دستی در طول زنجیره ارزش یک صنعت را تشکیل می دهند، که موجب توجه روز افزون نظریه پردازان سازمانی از سال 1980 بدین سو گشته است. به علاوه تحقیقات علمی در طول زمان تغییر کرده است تابردیدگاه های متعدد تئوری سازمانی یکی پس از دیگری تاکید کند. در حقیقت علاقه ما به سازمان و مدیریت زنجیره تامین بیانگر تغییرات دیدگاه های تئوریک می باشد. دیدگاه تحقیقی ما از توجه ابتدایی بر یک انتخاب استراتژیک به سوی توجه به گسترش و بکارگیری  منبع تکامل یافته است، که، اخیرا به طراحی شبکه سازمانی شرکت هایی می پردازد که توانایی های شان را بر تبادل آگاهی و پشتکار متمرکز  کرده اند. با یک بررسی کوتاه بر اینکه چرا و چگونه دیدگاه های تئوریک ما تکامل یافته است. روشن می شود که چگونه هر کدام از تئوری ها بکار برده شده ومی تواند بکار گرفته شود. روی هم رفته این مرور، زنجیره تأمینی را نشان میدهد  که در ابتدا به طور تنگاتنگ  بر انتقال کارآمد کالاها در میان شرکت های فعال دریک صنعت متمرکز شده اند و تاکنون جزء اساسی تئوری سازمانی را تشکیل می دهند.
2- دیدگاه انتخاب استراتژیک: استفاده از مکانیزم بازار در درون شرکت ها همانند جانشینی بازارها به جای سلسله مراتب در فرایند تخصیص منابع، در سال 1970 شروع به رشد کرد واقتصاددانان و دیگر دانشمندان به طور روز افزون توجه شان به این موضوع جلب شد که چگونه سازمان ها منابع خارجی خود را با عملکرد داخلی خود ترکیب می کنند. همانند تئوری های مدیریت ما در مورد استفاده مکانیزم بازار داخلی برای تخصیص نیروی انسانی کمیاب – در توضیح نوع جدیدی از ساختار سازمانی که ما جدول بازار می نامیم – مطالبی نوشتیم. و شناسائی ما با آغاز رشد استفاده از منابع داخلی با مطالعه شرکت های انتشاراتی کتب درسی دانشگاهی شروع شد.
در آن زمان در یک شرکت انتشاراتی عادی گسترش تولید، یک فعالیت به هم پیوسته بود که به وسیله شرکت و نویسندگان مستقل اداره می شد. درحالی که طراحی چاپ و دیگر عملیات در داخل شرکت یا بوسیله تامین کنندگان بیرونی انجام می شد. بنابراین آنچه یک شرکت تصمیم گرفت انجام دهد ، بوضوح یک انتخاب استراتژیک بود. هم چنین تصمیم به سازماندهی چگونگی دنبال کردن مجموعه فعالیت های منتخب شرکت نیز محسوب می شد . کنجکاوی ما درباره چگونگی اتخاذ چنین انتخاب های استراتژیکی در شرکت ها ما را به سوی توجه دقیق به نشانه ها در انواع دیگر شبکه های تامین کنندگان رهنمون ساخت و مثال های ما از یک نمونه درحال گسترش شرکت های مصرف کننده به سرعت شروع به تغییر کرد، ازجمله این تغئیرات، تامین کنندگان رقیب در صنایع پایدار کالاها و انواع مختلفی از تهیه کنندگان در بخش خدمات بودند . مهمتر این که ما شروع به مشاهده مکانیسم زنجیره تامین نمودیم واین که چگونه به شرکت ها اجازه می دهد استراتژی ها را در روندهایی با هم ترکیب کنند که ما قبلا فکر می کردیم امکان پذیر نیست.این شبکه های زنجیره تامین است که به شرکت ها اجازه می دهد تا انتخاب های استراتژیک کرده و بعد طرح های ساختاری جدید برای انجام آن ایجاد کنند. در اصلاحات  ما شرکت های پایین دستی زنجیره ارزش می توانند استرتژی های بازاریاب های خود را با فرآیندها و ساختارهای تدافعی بالا دستی حمایت کنند ویا می توانند انواع دیگری از ترکیبات استراتژی را انتخاب کنند. با ظهور شبکه سازمانی شرکت ها یک عرصه کاملا جدید برای انتخاب استراتژی گشوده شده است و بسیاری از شرکت ها با پیوستن به تامین کنندگان حرفه ای در یک زنجیره تامین منسجم به رقبائی قوی مبدل شده اند.
3- دیدگاه منبع محور درک ما از انواع مختلفی از ساختارهای شبکه ای که رشد کرده اند در طول زمان کاملتر شد.تدریجا متوجه شدیم که ساختارهای زنجیره تامین فقط منجر به کاهش هزینه ها می شود مزیت رقابتی پایدار کمی ایجاد می کند، زیرا تکنیک های مدیریت مانند مطالعات تطبیقی، مهندسی مجدد فرآیندهای شغلی، کیفیت جامع و روش های استاندارد و متداول به رقبا کمک می کند تا دریابند چگونه به حداکثر کارائی در میان تامین کنندگان وشرکایشان دست یابند. صنایع خودرو سازی مثال های قابل دسترسی ایجاد کرده اند : از ترکیب ایده های تامین کنندگان در طراحی های BMW  تا گسترش تولید ناب تویوتا. تغییرات زنجیره تامین فورد بیانگر تاکید بر تغییر جهت از انتخاب استراتژیک متمرکز بر هزینه کارائی، به یک دیدگاه منبع محور متکی بر افزایش توان طراحی مبدل شده است . فورد که شرکت عمودی یکپارچه ای بوده است به جای تولید شیشه سعی کرد به سمت خرید سهام یک تولید کننده شیشه حرکت کند (تکنولوژی را به دست آورد درحالی که مشخصه ها را تعیین می نمود) تا تشخیص دهد که تولید کننده شیشه مهارت هائی را طراحی خواهد کرد تا آنها آن را در فورد کامل کنند. مثال های مشابه بسیاری در دیگر صنایع ذکر شده است، شاید Dell بهترین نشاندهنده شرکت های به اصطلاح توسعه یافته (پیشرفته) است. مدیران Dell تمامی زنجیره تامین را یک سازمان در نظر می گیرند وآن را به منظور دستیابی به کارائی و اثربخشی اداره می کنند. البته شیوه های منابع بیرونی فورد ، Dellو دیگر شرکت ها می تواند از دیدگاه تئوری نمایندگی تجزیه و تحلیل شود. با توجه به اینکه در این زمان بیشتر مدیران مجبورند براین عقیده عمیقا جا افتاده غلبه کنند که می گوید: شرکت ها مجبورند منابع خودشان را داشته باشند تا یک جریان کارآمد از خدمات کالاهای با کیفیت بالا را تضمین نمایند.به عقیده ما یک چنین تمرکزی به هرحال ممکن است مانع از ابن شود که دانشمندان و مدیران ازسود ناشی از توانایی های شان آگاه شوند واین زمانی رخ می دهد که شرکت ها در روابط متقابلشان اعتماد و اطمینان ایجاد می کنند و موظفند تا اطلاعات و مهارت های شان رابه اشتراک بگذارند.ما این موضوع فلسفی کلی را در چندین مقاله درباره دلایل موفقیت و شکست در شبکه های زنجیره تامین مخاطب قرار دادیم و نتیجه گیری های مان را درباره نقاط قوت و محدودیت های شبکه های سازمانی شرکت ها در مایلز واسنو خلاصه نمودیم.
4- دیدگاه مدیریت آگاهی (دانایی)بیشتر تحقیقات اخیر ما در زنجیره تامین و دیگر انواع شبکه ها ی شرکت ها از یک دیدگاه مدیریت آگاهی برآمده است. در حالی که زنجیره تامین های منبع محور قابلیت های بیشتری برای تولید و فرایند توسعه ایجاد کردند به نظر می رسد بعضی شبکه ها به سوی گسترش فرایند خلاقیت از طریق مبادله آگاهی گام برمی دارند. اگر ما در چگونگی روابط در طول زنجیره های تامین و در میان شرکت هایی که می توانند از همکاری صرف به سوی هماهنگی تمام عیار حرکت کنند، تعقل کنیم ممکن است یک صف آرائی واقعاً بی پایان از عقاید خلاقانه پدیدار شود، شامل عقایدی که ممکن است کارکردهائی خارج از صنایع موجود شرکت ها پیدا کنند.ما درباره مثال های چنین هماهنگی هائی که از همکاری اختیاری واحدها در این شرکت ها به دست می آید نوشته ایم مانند گروه Acer وTechnical Computing Graphics . و شروع به شناسائی این موضوع کردیم که توانایی های شان فقط در دست یابی به اهداف طراحی شده نیست بلکه در دست یابی به دست آورد های پیش بینی نشده در تبادل آگاهی نیز که بسیار امیدوار کننده بود، می باشد .تبادل تلاش های مشارکت جویانه بر اهداف مشخص و توافق بر همکاری ها و عملکرد هائی استوار بوده است که مشخصا در ارتقای عملکرد شبکه به طور کلی ارزشمند بوده اند .اما تلاش های مبتنی بر هماهنگی بر اعتماد، آگاهی و شیوه های مشخص تبادل اطلاعات و رفتار منصفانه ، ممکن است منجر به شکل گیری شبکه سازمانی صنایع قویا کارآفرینانه ای  شود. با استفاده از دیدگاه مدیریت آگاهی ما به جستجوی نمونه هائی در طراحی و رفتار مدل های اجتماعی خلاقیت پرداختیم.مانند گروه جهانی لینوکس، هم زیستی صنعتی در کالاندبرگ دانمارک، شراکت در صنایع ساختمانی ایالات متحده مجموعه شبکه شرکت های کار آفرین در صنایع IT در فنلاند.آنچه که در تمام این رویکرد ها مشترک است در روند هماهنگی در سال های 1960 و1970 پیش بینی شده است، تا یک سرمایه گذاری جدی در اعتماد سازی و ایجاد فرهنگ سازمانی و فرآیندهائی که رفتار منصفانه را در میان شرکای همکار تضمین می کند بوجود آید. ازاین دیدگاه تئوریک بسیار آسان خواهد بود تا بفهمیم که شرکت هائی که بر تواناییهای هماهنگ کننده سرمایه گذاری کردند ظرفیت شان را برای خلاقیت افزایش دادند ،مثلا خلاقیت موفق سالهای اخیر درHP و سودهای کلان خلاقیت در اکسروکس و 3M دلیل قدرت گروه های کاری هماهنگ در درون کسب و کار شرکت ها بود .هم چنین به سادگی می توان مشاهده کرد که چرا اجبار ایجاد مرزهای صنعت توان بالقوه خلاقیت را حتی در شرکت های توانمند محدود می کند. شکل دادن و دنبال کردن عقاید سازنده خارج از یک کسب و کار پایدار بسیار سخت است . معیارهای دقیق بکار رفته در فرآیندهای جدا کننده عقاید بصورت معکوس در سازمان کار می کند و پویائی های انگیزشی را که جوامع هماهنگ را حمایت می کند، دچار فرسایش خواهد کرد.

- هماهنگی شبکه ای : بسیاری از شاهدان عرصه کسب و کار جهانی امروزه موافقند که کسب و کار و مدل های سازمانی جدیدی مورد نیاز است تا  شرکت ها واقتصادهائی باشند که کاملا از  بنیان آگاهی های شان استفاده کنند تا محصولات،خدمات و بازارهای جدید ایجاد کنند.مدل های جدید کسب و کارهای کار آفرینانه که بوسیله ساختارهای شبکه ای هماهنگ کننده جدید حمایت می شود، به گونه ای شکل خواهد گرفت تا روشن شود که استراتژی ها ،ساختارها وفرایندهای جاری کافی نیست. تعداد زیادی از این رویکردهای جدید به عقیده ما بر آزمایش ها و تجربیات زنجیره تامین سازمان های پیشرو تر بنا خواهد شد. اخیرا ما یک مدل کامل کار آفرینی هماهنگ کننده تعریف کردیم که به وسیله یک شرکت فرضی به نام شبکه جهانی  op win معرفی شد.  Op Win یک شرکت پویا ست، که شامل بیش از 60 شرکت عضو و همکاران موقت آنهاست. شبکه در قسمت هایی که اعضایش نقش ثابتی ندارند، پویایی دارد.  و منابع هر شرکتی که جمع شده اغلب در مخاطرات کسب و کار با دیگر شرکت ها تسهیم می شود.هر شرکت عضو به عنوان یک واحد مستقل سودده به OpWin پیوسته است. وهر شرکت مسئول حفظ تواناییهایش برای گسترش منابع و ایجاد یک درآمد چشمگیر برای خود و همکارانش در درون شبکه می باشد. به طور کلی شرکت ها ی عضو OpWin توانائی های هماهنگ کننده شان را بکار می گیرند تا پیوسته بکارگیری ایده ها و آگاهی ها را در خارج از بازارهای موجود صنایع خود گسترش دهند.اگر چه تعداد قابل ملاحظه ای از موانع سازمانی، فلسفی ومفهومی، اخیرا در برابر ظهور سازمان هایی به شکل OpWin قرارگرفته اند . با این وجود ما عقیده داریم که مساله مهم  زمانی می باشدکه  بعضی شرکت های پیشگام در بازارهای مشوق یک شبکه هماهنگ ایجاد و برای اهداف کسب و کار استفاده می کنند.وقتی آن نوع از شبکه ها ظهور کنند، یک منبع غنی فرصت ها برای تحقیقات زنجیره تامین خواهند بود. خصوصا ما دو جنبه تحقیقاتی قابل پیشرفت پیش بینی می کنیم. یکی متوجه طراحان و مدیران شبکه سازمان ها و دیگری متوجه دانشمندان و سیاستگذاران می باشد.6- آینده تحقیقات زنجیره تامینشبکه های هماهنگی در صنایع علم گرا پدیدار خواهند شد که نیازمند سرمایه گذاری مستمر در دارایی ها خواهند بود. مانند تشریک مساعی و ساختن اعتماد درون سازمانی، که این مهم  در ازای رشد و موفقیت حاصل خواهد شد . به هرحال حقوقدانان اغلب با چنین تصمیمات سرمایه گذاری جدال می کنند، زیرا دارایی های نا محسوس به آسانی نمی توانند توضیح، اندازه گیری یا گزارش شوند. بدون توانائی اندازه گیری ارزش دارایی های نا محسوس، طراحان زنجیره تامین های هماهنگ جدید در توجیه کردن سرمایه گذاران خود مشکل خواهند داشت، و مدیران نخواهند توانست بازگشت سرمایه های خود را به درستی محاسبه کنند. به هرحال به خاطر پیشرفت های اخیر در اندازه گیری دارایی های نا محسوس، تحقیقات بروی ایجاد شبکه های هماهنگ اکنون می تواند به شکل گیری مدل های بازده سرمایه مفید در فرایند مدیریت آگاهی شرکت ها کمک کند.دیگر عرصه تحقیقات قابل پیشرفت ، به نقشی که شبکه های جدید زنجیره تامین در اقتصاد جهانی ایفا خواهند کرد، توجه می کند. شبکه های هماهنگ و دیگر شبکه های مبتنی بر آگاهی از شبکه های سنتی مبتنی بر کالاها متفاوت هستند. و آنها پتانسیل بیشتری دارند تا به پیشرفت های اقتصادی بلند مدت یک کشور یا منطقه منجر شوند. برای مثال، آگاهی های مبادله شده می تواند یک منبع سریعا قابل توسعه باشدوممکن است بیشتر از اقتصادهای نزولی افزایش بازده را نشان دهد. از این رو مبادلات میان شرکت های IT در ایالات متحده و شبکه همکارانشان در هند وچین آگاهی ارزشمندی تولید کرده است که در اقتصاد این کشور ها بروز کرد.هم چنین به دلیل اینکه شبکه های آگاهی می توانند در میان صنایع بطور جانبی رشد کنند، می توانند محصولات و بازارهای خلاقی ایجاد کنند که شبکه های سنتی نتوانسته اند در یک روند پیوسته به دست آورند. به عقیده ما سرانجام ثابت خواهد شد  که برای گسترش اقتصاد یک کشور ، چنین شبکه های خلاقیت محوری ارزشمند تر از شبکه های هزینه محور هستند، زیرا آنها توانائی آن را دارند تا آگاهی را بخوبی در درون صنایع به حرکت در آورند و بدین گونه کسب و کار جدیدی پدید آورند. جدول 1 : یافته های تحقیقات کلیدی برروی زنجیره های تامین از دیدگاه های تئوریک مختلف  

دیدگاه های تئوریک                                           

یافته های تحقیقاتی  

 انتخاب استراتژیک                     

با توجه به شرکت های حرفه ای با استراتژی ها و توانایی های                                            تکاملی ، رقیبان هر بخش در یک صنعت می توانند زنجیره    تامین خودرا ایجاد کنند. در کل عملکرد صنعت گسترش    می یابد، هر اندازه که هر زنجیره تامین کار اتر شود. با درآمیختن ایده ها و تجربیات همکاران زنجیره تامین.

دیدگاه منبع محور                   

شرکت های پیشرو می توانند شبکه را به همان خوبی کاهش هزینه به سوی خلاقیت هدایت کنند، در کل صنعت می تواند بخوبی کارائی خلاقانه باشد.

مدیریت آگاهی                       

در آینده گروه های متشکل از شرکت ها در بازارهای یکپارچه شبکه های هماهنگی را ایجاد خواهند کرد که در آنها آگاهی برای اهداف کسب و کار ایجاد و مبادله شود. این شبکه ی سازمانی شرکت ها قادر خواهد بود تا استراتژی های خلاقیت مستمر را دنبال کند و در میان صنایع بخوبی درون آنها رشد خواهد کرد

 - جمع بندی ها:بر مبنای تحقیقات ما در طول سه دهه گذشته ، جمع بندی های کلی که در مورد زنجیره تامین به آن رسیده ایم، در جدول 1 خلاصه شده است. همانطور که نشان داده شده است از یک دیدگاه انتخاب استراتژیک، شرکت ها می توانند زنجیره تامین هایی را طراحی کنند که قابلیت های سازمانی و دیدگاه ها را سود مندانه  ترکیب می کند، که ممکن است مشکل باشد اما غیر ممکن نیست، تا درون یک سلسله مراتب ساده اداره شود.با نگاهی دقیق مبتنی بر سرمایه، بوسیله یک دید منبع محور شرکت ها نمی توانند از مهارت های  همکارانشان در زنجیره تامین استفاده کنند تا فقط  کارائی شان را بهبود بخشند. همچنین آنها می توانند از دانش علمی (فوت وفن) خود استفاده کنند تا محصولات یا خدمات شان را بهتر کنند تا در دیگر مسیرها خلاق باشند.سرانجام با پذیرش قدرت تبادل آگاهی ، شرکت ها می توانند سرمایه گذاری بر اعتماد و مهارت های هماهنگ کننده را ضروری سازند تا به جوامع، در درون و در میان بازارهای در حال تکامل شکل دهند، که قادرند از خلاقیت های پیش بینی شده و پیش بینی نشده یک ارزش اقتصادی بر بنیانی مستمر ایجاد کنند. بوضوح، هر یک از این دیدگاه ها براساس رویکردهای مفهومی گذشته،  اجازه طراحی استراتژی ها، ساختار ها و فرایند های حوزه های در حال گسترش و قابلیت ها، بنا شده و گسترش یافته است.در بازنگری، تکامل دیدگاه تحقیقاتی ما در زنجیره تامین واضح به نظر می رسد. به هر حال چالش این است که تحقیق را بیشتر بصورت آینده نگر ببینیم تا گذشته نگر. در نتیجه، دانشمندان سریعتر و اثر بخش تر می توانند مرحله بعدی در گسترش زنجیره تامین ها را پیش بینی کنند. موضوع چشمگیرتر سودی است که در اقتصاد جهانی و یادگیری ما ازسازمانها و چگونگی اداره آنها خواهد بود.