تاثیرات بهره گیری از دانش مدیریت پروژه

چکیده:

بی شک در اجرای کلیه پروژه های صنعتی توجه به جدول زمانی و زمان بندی دقیق مراحل اجرایی کار، می تواند موجب بهره برداری به موقع از پروژه گردد و صرفه جویی با ارزشی را در زمان، هزینه و منابع مادی و انسانی باعث گردد. در این تحقیق تلاش شده است با بررسی کاربرد تکنیک های مدیریت پروژه  و تاثیر آن بر شاخصهای بهره وری همچون رضایت مشتری، صرفه جویی در منابع و افزایش تولید در کارخانه قند آبکوه، کاربرد این نوع تکنیک ها در استفاده بهینه از منابع، کاهش سطح هزینه ها و بهره برداری سریع از پروژه های صنعتی که همه ساله بخش قابل توجهی از بودجه کشور را بخود اختصاص می دهند، مورد بحث قرار گیرد.

علیرغم آنکه اجرای بموقع  پروژه های مختلف در واحدهای صنعتی از عوامل موثر در تسریع رشد اقتصادی – اجتماعی کشورهای در حال توسعه بشمار می رود، ولی متاسفانه اغلب مشاهده می گردد که پروژه ها با تاخیر زیاد نسب به زمان برآورد شده ، به بهره برداری رسیده و هزینه گزافی را بر بودجه ممکلت تحمیل می نمایند. بررسیها نشان می دهد که یکی از عوامل موثر در ایجاد چنین نقیصه هایی، ضعف برنامه ریز ی و یا عدم بکارگیری صحیح شیوه های علمی مدیریت در این زمینه است.

با درک چنین کمبودی و با توجه به امکان حضور در یک واحد صنعتی، با انگیزه بکارگیری اصول کاربردی و پیاده نمودن برخی از تکنیک های برنامه ریزی و مدیریت پروژه جهت مقایسه با عملکرد عینی پیشرفت پروژه کار تدوین این تحقیق شکل گرفت.

برای جمع آوری اطلاعات از جامعه آماری وبه منظور آزمون فرضیه های تنظیم شده  تحقیق  از آمار ونمودارهای  موجود در کارخانه و کارخانه مشابه و همچنین از  پرسشنامه استفاده گردیده ، که پرسشنامه با توجه به متغیرهای تحقیق وعملیاتی نمودن آنها تنظیم شده است .پرسشنامه این تحقیق متشکل از24 سؤال پنج گزینه ای می باشد.این سئوالا ت مربوط به ویژگیهایی از قبیل ؛ مطلوب بودن خروجی های پروژه ،زمان تکمیل پروژه ،هزینه های پروژه ، تولید طبق زمانبندی تولید ، تولید طبق استانداردها ی صنعت ،استفاده مازاد از نیروی انسانی ،کاهش ضایعات ،به صفر رساندن کالای مرجوعی ،کاهش زمان خریدکالا و افزایش میزان تولید می باشد . درسئولات پرسشنامه نیز با استفاده از مقیاس عقیده‌سنج لایکرت به اندازه‌گیری میانگین امتیازات کسب شده هر فرد در گزاره‌های مربوط به سئولات پرداخته شده است.

واژگان کلیدی:

تکنیکهای مدیریت پروژه،نمودار گانت،  PERT، CPM، PN،GERT.

مقدمه

رشته مدیریت در میان سایر رشته های علمی، رشته ای جدید به شمار می آید. اما با نگاهی به تاریخ زندگی ملل و اقوام مختلف میتوان دریافت که مدیریت پدیده جدیدی نیست و از دوران کهن وجود داشته است. ابنیه و آثار باستانی در هر گوشه این جهان پهناور نتیجه کوششها و تلاشهای هماهنگی است که بدون وجود مدیران و سرپرستان قابل و کارآزموده احداث آنها میسر نبوده است. قشونهای منظم، سازمان دولتهای بزرگ باستانی، لشکرکشیها، کشورگشاییها و مملکت داریها همه و همه مظاهر و نمودهایی از مدیریت در سطح گسترده ای در گذشته می باشد.

از اواخر قرن هیجدهم مدیریت به عنوان یک رشته علمی توجه بسیاری را بخود جلب کرد. کار نظریه پردازی در مدیریت با تقسیم کار آدام اسمیت که بر تخصصی شدن مشاغل تاکید داشت، آغاز گردید و در اوایل قرن بیستم فریدریک تیلور با استفاده از نظریه آدام اسمیت و ادعای یافتن روشهای علمی برای انجام کار، مکتب مدیریت علمی را که اولین مکتب مدیریت می باشد پایه گذاری کرد.

در مسیر تحولات مدیریت، مکتب مدیریت در قالب سیستم شکل گرفت. تلاش این مکتب بر این است تا به کمک تئوری سیستمها با دیدی کلی نگر، سازمان را مورد بررسی قرار دهد. در این مکتب، سازمان به صورت سیستمی باز که مجموعه ای از اجزاء مرتبط به هم می باشد، در نظر گرفته شده است. از این دیدگاه مدیران باید در عملکردها و تصمیمات خود به تمامی اجزاء و عوامل موثر در سازمان توجه نموده و از جزیی گرایی پرهیز کنند.

در تمامی سیستمهای مدیریتی به مسئله برنامه ریزی توجه فراوان شده است و وظایف اساسی مدیر، برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و نظارت عنوان گردیده است. از سال 1975 میلادی که سیستمهای نوین و منظم و همچنین رسمی برنامه ریزی و کنترل پروژه مطرح گردید، و کار توسعه این روشها و سیستمها و تکمیل بسته های نرم افزاری برنامه ریزی و کنترل پروژه همچنان ادامه دارد. در کشور ما نیز دربیست سال اخیر، در زمینه معرفی و گسترش مبانی و مفاهیم مدیریت و تا حدودی مدیریت پروژه و سیستم های برنامه ریزی و کنترل پروژه، کوششهای ارزنده ای انجام شده است. اما بدلایل متعدد از جمله ناآشنایی مدیران پروژه ها با مسئولیتها و وظایف خود، نبود سیستم ارزیابی عملکرد طرحها و پروژه ها، انتشار و توزیع محدود جزوات و کتابهای مربوطه، مفاهیم مدیریت و برنامه ریزی و کنترل پروژه گسترش و توسعه مناسب را نیافته است. با مروری کوتاه بر موافقتنامه ها، گزارشهای پیشرفت و اطلاعات عملکرد زمانی و مالی برنامه ها، طرحها و پروژه ها می توان فقدان، ضعف، عدم کارآیی مدیریت به معنای اهم کلمه، و مدیریت پروژه به معنای اخص کلمه را در برنامه ریزی و اجرای این برنامه ها، طرحها و یا پروژه ها شاهد بود.

با توجه به نقش بسیار مهم بیان تجارب عملی در فراگیری اصول نظری و نظر به وسابق اجرایی نگارنده در کاربرد تکنیک های مدیریت پروژه در واحدهای صنعتی، و به تشویق اساتید گرامی و پشت گرمی به راهنماییهای آنان، این تحقیق ضمن بیان مفاهیم نظری به ارائه یک نمونه عملی در رابطه با پیاده سازی تکنیک های مدیریت پروژه در کارخانه قند آبکوه و تحلیلهای حاصل از آن اختصاص یافته است .

بیان مسئله

علیرغم آنکه اجرای بموقع  پروژه های مختلف در واحدهای صنعتی از عوامل موثر در تسریع رشد اقتصادی – اجتماعی کشورهای در حال توسعه بشمار می رود، ولی متاسفانه اغلب مشاهده می گردد که پروژه ها با تاخیر زیاد نسب به زمان برآورد شده ، به بهره برداری رسیده و هزینه گزافی را بر بودجه ممکلت تحمیل می نمایند. بررسیها نشان می دهد که یکی از عوامل موثر در ایجاد چنین نقیصه هایی، ضعف برنامه ریز ی و یا عدم بکارگیری صحیح شیوه های علمی مدیریت در این زمینه است.

با درک چنین کمبودی و با توجه به امکان حضور در یک واحد صنعتی، با انگیزه بکارگیری اصول کاربردی و پیاده نمودن برخی از تکنیک های برنامه ریزی و مدیریت پروژه جهت مقایسه با عملکرد عینی پیشرفت پروژه کار تدوین این تحقیق پیرامون سئوال ذیل شکل گرفت:

آیا استفاده از تکنیکهای مدیریت پروژه بر شاخصهای بهره وری در کارخانه قند آبکوه مؤثر میباشد

اهداف تحقیق

1- اهداف کلی تحقیق (اصلی)

- پی بردن به میزان استفاده از تکنیک های مدیریت پروژه در صنعت (کارخانه قند آبکوه)

- پی بردن به اثرات استفاده از تکنیک های مدیریت پروژه بر افزایش شاخص های بهره وری

2- اهداف مکمل تحقیق

- پی بردن به موانع موجود بر سر راه استفاده کنندگان از تکنیک های مدیریت پروژه در صنعتی

- ارائه راهکارهای کاربردی جهت بهبود وضع موجود

مبانی نظری

یک مهندس پروژه در حدود 30 سال پیش ، «مبانی» مدیریت پروژه را «صبر و حوصله، فهم و درک، و هوش و ذکاوت» می دانست. اکنون نیز مبانی یاد شده در شخصیت یک مهندسی پروژه از اهمیت بسزائی برخورداری است، ولی ابزار و فنون مکملی نیز در آن مبانی جای داده شده که در ضمن سادگی، تسهیلات قابل توجهی را برای وی به همراه دارد.( زرگر.م، 1380)

هر واحد صنعتی نیز برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارد. بنابراین ضرورت برنامه ریزی برای رسیدن به جزیی ترین اهداف، یک واقعیت انکار ناپذیر است. برای برنامه ریزی، متخصصان از زوایای مختلف تعاریف متعددی ارائه کرده اند، اما بطور کلی می توان برنامه ریزی را به صورت زیر تعریف کرد:

برنامه ریزی عبارت از تلاش ذهنی است که باید قبل از هرگونه تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار برای دست یافتن به هدف مورد نظر صورت گیرد.

اگر وظایف مدیریت حول راس هرمی در نظر گرفته شود، برنامه ریزی در راس آن هرم قرار دارد و در حقیقت برنامه ریزی شالوده مدیریت را تشکیل می دهد و می توان گفت:

برنامه ریزی جریان فراهم آوردن تعهداتی است که از منابع به بهترین و کاراترین شیوه استفاده نماید.

برنامه ریزی برای اجرای یک پروژه شرط لازم ولی ناکافیست، چرا که در واقعیت ممکن است رخدادهایی  وجود داشته باشند که همگنی بین آنچه برنامه ریزی شده است را با آنچه در عمل واق می گردد از بین ببرند و به همین دلیل باید با استفاده از تکنیکهای موجود در ادامه برنامه، راه کج رفته برنامه ریزی پروژه را به جایگاه اصلی آن برگرداند.

در نتیجه با قبول چنین مسئولیتی برای برنامه می بایست نظارت دائمی و مستمر بر روی انجام فعالیتها و تطبیق هر چه بیشتر بین برنامه ریزی و اجرا صورت گیرد. به عبارت دیگر اعمال کنترل، شرط کافی برای اجرای برنامه ریز شده یک پروژه بشمار می رود.(رضائیان، 1372)

نمودار گانت – ابتدای قرن بیستم

تاریخچه نمودارهای میله ای به قبل از جنگ جهانی اول بر می گردد، زمانی که یک امریکایی به نام «هنری گانت» (1919-1861) نمودار میله ای را به عنوان وسیله ای برای کمک بصری در برنامه ریزی  وکنترل پروژه های کشتی سازی خود ابداع نمود. نمودارهای میله ای برنامه ریزی پروژه، معمولا با او شناخته می شوند و به آنها نمودار گانت گفته می شود. استفاده از نمودارهای گانت در جنگ جهانی دوم، باعث کاهش چشمگیر زمان ساخت کشتی های باری گردید.

روش مسیر بحرانی

روش مسیر بحرانی[1] که آن را تحلیل مسیر بحرانی نیز می گویند، در حدود سال 1957 توسط شرکت (Remington RandUnivac) ابداع شد تا به عنوان یک ابزار مدیریت، کنترل و برنامه ریزی زمان تولید تا فروش را بهبود بخشد. فواید این ابزار مدیریتی به قدری بود که هزینه های طراحی آن به سرعت جبران شد.

CPM در ابتدا به منظور حل مسئله غامض توازن هزینه – زمان که مدیران پروژه غالبا با آن مواجه می شدند ابداع شد. در مسئله توازن هزینه – زمان ارتباط پیچیده ای بین زمان تکمیل پروژه و هزینه تکمیل پروژه وجود دارد. یک سئوال مهم در این مسئله این است که اگر زمان پروژه کاهش یابد هزینه پروژه کمتر می شود یا بیشتر، بعضی از هزینه ها مثل هزینه اجراه کارگاه کاهش می یابد در حالی که سایر هزینه ها مثل هزینه های اضافه کاری افزایش می یابد. در پروژه های پیچیده بزرگ، نیاز است که مدلی مثل CPM برای تحلیل اثر کلی این نوع از تغییرات وجود داشته باشد.

رشد  CPM  در بازار صنعت در ابتدا کند بود. این مسئله در آن زمان تا حدودی ناشی از نبود دوره های آموزشی مدیریت پروژه و  عدم آموزش  CPM  در دانشگاهها و کالج ها بود. محدودیت امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در مقایسه با وضعیت فعلی نیز مزید بر علت بود. علاوه بر این ارتباط با سیستم های کامپیوتری نیز دشوار بود. در آن زمان ورودی سیستم های کامپیوتری کارتهایی بود که اطلاعات  را به صورت دسته ای وارد سیستم می کردند و مسئولیت ورود داده ها بر عهده بخش پردازش داده های شرکت بود. چنین چیزی باعث می شد پاسخ های سیستم کامپیوتری ذاتا کند باشد. (زرگر آزاد. م ، 1383)

تکنیک مرور و ارزیابی برنامه

در اواخر دهه 1950 میلادی، نیروی دریایی امریکا تیمی را تحت نظر دریاسالار «رد رابورن» همراه با شرکت هواپیمایی «لاکهید» تشکیل داد که یک شرکت مشاوره مدیریت به نام (Booz Allen & Hamlton

/ 0 نظر / 20 بازدید